رابطه انگلی چیست؟ چگونه بفهمید گرفتار یه رابطهی انگلی شدید و از آن نجات پیدا کنید!

در طبیعت، یک انگل به یک میزبان میچسبد و از منابع ارزشمندش برای زنده ماندن استفاده میکند. روابط عاشقانه هم گاهی میتوانند انگلی باشند، و اگر شما فکر میکنید وارد چنین رابطهای شدید و گرفتار آن شدید، در اینجا به شما کمک میکنیم تا در ابتدا با تعریف رابطه انگلی با بیشتر آشنا شوید، نشانههای آن را بررسی کنیم و یاد میدهیم که در صورتوارد شدن به آن چه کارهایی باید انجام دهید.
رابطه انگلی چیست؟
رابطه انگلی جاییست که یکی از طرفین از دیگری سوءاستفاده میکند. در یک جمله، روابط انگلی درباره تلاش و نتیجه نابرابر است. یک نفر از نظر جسمی، احساسی یا مالی برای هر دو زحمت میکشد، در حالی که طرف دیگر هیچ تلاشی نمیکند. این برای کسی که همه کارها را انجام میدهد به شدت خستهکننده است، در حالی که طرف دیگر فقط مینشیند و از نتیجه لذت میبرد.
در یک رابطه سالم، هر دو نفر برای حمایت از یکدیگر و رابطهشان فعالانه تلاش میکنند.
در طبیعت، “انگل” موجودیست که از میزبانش تغذیه میکند بدون آنکه خودش چیزی تولید کند. میزبان تمام انرژیاش را صرف انگل میکند. به همین دلیل است که به این رابطه، رابطه انگلی میگویند.
نشانههای قرار گرفتن در یک رابطه انگلی
1- پارتنرتان به شما وابستگی شدیدی دارد یا همیشه باید در کنار شما باشد.
در یک رابطه انگلی، احتمالاً چیزی مثل این میشنوید: “فقط میخوام همه وقتمو با تو بگذرونم. خیلی دوستت دارم. فقط میخوام همیشه کنارت باشم.” در یک رابطه انگلی، یکی از طرفین ممکن است وابسته بیش از حد باشد و بخواهد که تمام زمانش را در کنار شما باشد. این راهی برای کنترل شما، زمان و انرژیتان است، حتی اگر قصدش تنها کنترل کردن نباشد.
بالعکس در روابط سالم، پارتنرها میتوانند زمانی را جدا از هم بگذرانند تا روی زندگی شخصی خودشان تمرکز کنند.
اگر هر بار که قصد خروج از منزل را دارید، حتی برای گرفتن دارو از داروخانه یا نوشیدن یک قهوه در کافه، پارتنرتان به شما بگوید “منم میام!”، یا اگر پارتنرتان هیچ کاری را بهتنهایی انجام نمیدهد، مثلاً برای یک قرار قهوه با یک آشنا یا حتی تعویض روغن ماشین، و همیشه از شما بخواهد که همراهش باشید، ممکن است گرفتار یک رابطه انگلی شده باشید.
یادتان باشد که زوجین باید باهم وقت بگذرانند و حتی سرگرمی و علایق مشترکی داشته باشند، ولی نیاز به بودنِ همیشگی کنار هم یک پرچم قرمز است.
2- تمامی دوستانتان مشترک هستند یا پارتنرتان دایره دوستی کمی دارد.
یک شریک انگلی دوستان شما را هم در اختیار خودش میگیرد. در یک لحظه میبینید که همه دوستان شما، دوستان نزدیک پارتنرتان هم شدند! طبیعیست که حلقههای دوستیتان کمی با هم ادغام شود، ولی نباید کاملاً یکی باشند. از طرف دیگر، پارتنرتان شما را از دوستانتان جدا کند، کنترل روابط دوستانهتان را به دست بگیرد یا اینکه فقط بخواهد که با دوستان خودش وقت بگذرانید.
این میتواند راهی باشد که پارتنر شما مطمئن شود برای همیشه باهم میمانید.
اگر پارتنرتان از همان ابتدا دوست زیادی نداشته، این هم میتواند یک نشانه باشد که این وسط یک چیزی درست نیست، گرچه بعضیها فقط کمتر اجتماعی هستند یا شخصیتی درونگرا دارند.
3- همهچیز را شما پرداخت میکنید و مدیریت امور مالی با شماست.
یک پارتنر انگلی “کنترل پول شما را دست میگیرد.” ممکن است این کار را با اصرار به اینکه شما همهچیز را پرداخت کنید یا با سپردن میدریت امور مالی بدون دخالت خودش به شما انجام بدهد. در این صورت همهچیز از جیب شما میرود، در صورتی که شما حق انتخابی در این موضوع ندارید. اگر همیشه این شما هستید که پول شام، سینما، سفر، بنزین، قبوض و حتی مخارج بزرگی مثل تحصیلات پارتنرتان، حمایت از بچههایش، اجاره یا تعمیرات ماشینش را میدهید، باید از خودتان بپرسید که آیا از چنین وضعیتی راضی هستید یا نه، و اگر مثلاً درآمدتان قطع شود، پارتنرتان چه واکنشی نشان میدهد.
همه آدمها گاهی گرفتار وضعیت بیپولی میشوند، و در بین زوجها این عادیست که از نظر مالی از هم حمایت کنند، ولی در رابطه انگلی، این حمایت فقط یکطرفهست.
حتی اگر به مقدار زیاد پسانداز داشته باشید، این باید برای شما یک هشدار باشد: اگر کسی که با او در ارتباط هستید، اینقدر راحت از پول شما سوءاستفاده میکند، به همان راحتی از احساسات شما هم سوءاستفاده خواهد کرد.
4- لطف و مهربانیهای شما هرگز جبران نمیشود.
در یک رابطه سالم، تعادلی میان دادن و گرفتن وجود دارد و پارتنرها وقتی طرف دیگرشان به کمک نیاز دارد، به یکدیگر لطف میکنند. ولی در یک رابطه انگلی، تنها حس “بیش از حد دادن” وجود دارد! در چنین روابطی، همیشه یکی برای دیگری لطف میکند و هیچ چیزی به او برنمیگردد، یا حتی ممکن است این جمله را بشنود: “هنوز کافی نیست.” اگر میبینید که همیشه این شما هستید که پارتنرتان را همهجا میبرید، غذا درست میکنید، به دنبالش میروید، کارهای روزمرهاش را انجام میدهید و مسائل کوچکی که او انجام نمیدهد را شما به عهده میگیرید، احتمال بدهید که وارد رابطه انگلی شده باشید.
گرچه ممکن است ناراحتکننده باشد، ولی در این مرحله شما باید دو لیست بنویسید: یکی لیست تمامی لطفهایی که به او کردید، و دیگری لیست لطفهایی که او برای شما کرده است. با هم برابر نیستند، درست است؟
وقتی تعادل تلاش در رابطه را بررسی میکنید، حواستان به تواناییهای او نیز در برابر چیزی که واقعاً انجام میدهد هم باشد. به عنوان مثال شخصی که یک بیماری مزمن دارد کمتر فعالیت میکند، ولی باز هم تمامی مهربانیها با شما نیست.
5- پارتنرتان انتظار دارد همیشه شما نجاتش دهید.
در اینجا درباره نقش همیشگی “نجاتدهنده” در رابطه انگلی هشدار میدهیم. پارتنرتان از شما میخواهد که شما به جای او با دیگران صحبت کنید یا مشکلاتش با دیگران را حل کنید. انتظار دارد کارهایی که خودش میتواند انجام بدهد، مثل کارهای منزل یا کارهای
“بزرگسالان” مثل گرفتن وقت دکتر یا زنگ زدن برای تعمیرات وسایل منزل، فقط شما برایش انجام بدهید. در چنین مواقعی او اغلب خودش را به شما ناتوان نشان میدهد، در صورتی که کاملاً توانایی انجام این کارها را دارد.
البته باید در نظر هم بگیرید اگر پارتنرتان ناتوانی یا نیازهای خاصی دارد که باقی ندارند، شما باید حمایت کنید. ولی در اینجا منظور از نجاتدهنده این است که شما حس والدینشان را برای او دارید، نه پارتنر برابرش!
6- استقلال شما پارتنرتان را به شدت ناراحت میکند.
حسادت عاملی بزرگ در رابطههای انگلیست. وقتی با دیگران وقت میگذرانید یا کار خودتان را میکنید، پارتنرتان بدخلق، عصبانی یا حتی دلخور میشود. ولی در یک رابطه سالم، هر دو نفر باید با انجام کارهای خودشان، مثل وقت گذراندن با دوستانشان، خانواده، یا حتی خواندن کتاب، دویدن یا دنبال کردن سرگرمیهایشان بهتنهایی، راحت باشند. اگر پارتنرتان واقعاً شما را دوست داشته باشد و به شما اهمیت بدهد، هنگامی که به دنبال علایقتان هستید و بهعنوان یک فرد در حال رشد کردن هستید، خوشحال میشودس.
اگر وقتی بدون او از منزل بیرون میروید، حتی اگر فقط برای پیادهروی با یک دوست باشد، ناراحت، عصبانی، حسود یا سرد میشود، چون از فردیت شما بدش میآید.
اگر وقتی بیرون هستید، مدام به شما پیام بدهد و بپرسد کی برمیگردید، یا از شما بازجویی کند که کجا بودید یا چیکار کردید، چون به شما اعتماد ندارد؛ باید به نوع رابطهتان فکر کنید.
7- دیگران درباره رابطهتان ابراز نگرانی میکنند.
طبیعیست که دوستان و خانوادهتان نظرات متفاوتی درباره پارتنرتان داشته باشند؛ انسانها باهم فرق دارند! و وقتی دیگران درباره رابطهتان نگران شوند، طبیعیست که حالت دفاعی بگیرید و بخواهید با تمام وجود ثابت کنید آنها اشتباه میکنند. ولی اگر تعدادی از دوستان یا اعضای خانوادهتان به شدت درباره رابطهتان نگران باشند، زمانش رسیده که به حرفهایشان توجه کنید.
وقتی به آنها میگویید اشتباه میکنند، ممکن است آنها را از خودتان دور کنید. در این زمان پارتنرتان دقیقاً چیزی که میخواهد را به دست میآورد؛ وقت و توجه بیشتر شما!
8- مشکلات پارتنرتان همیشه اولویت دارد.
در یک رابطه انگلی، “زندگی شما حول محور مراقبت از نیازها و خواستههای او میچرخد” نه نیازهای خودتان. ممکن است حس کنید همیشه اوست که حرف میزند، ناراحت است، دلداری میخواهد و عشق و توجه شما را میگیرد. حس میکنید مشکلات خودتان فرعی یا کم اهمیت هستند. مشکلی نیست اگر پارتنرتان آن ماه، ماه بدی داشته باشد، ولی اگر حس میکنید این قضیه همیشگیست و چیزی توی زندگیش هست که همیشه نیاز به توجه شما دارد، در صورتی که مشکلات خودتان حمایت نمیشوند؛ وضعیتی نگرانکنندهست.
در یک رابطه سالم، هر دو نفر بهطور برابر میتوانند درباره مشکلات و نگرانیهایشان حرف بزنند و باهم برای حل مشکلات یکدیگر تلاش کنند.
اگر هر وقت که از مشکلات خودتان حرف میزنید، سعی میکند مشکلات شما را کوچک نشان بدهد و بگوید مشکلات خودش خیلی بدتر هستند، اون موقع است که مشکل دارید!
9- حس میکنید به احساساتتان گوش نمیدهد یا درکتان نمیکند.
در یک رابطه انگلی، اغلب “از بیان احساسات، افکار یا خواستههایتان خودداری میکنید.” میترسید احساساتتان را به اشتراک بگذارید، چون فکر میکنید عصبانی میشود یا سوتفاهم ایجاد میشود، یا چون میدانید که واقعاً به شما گوش نمیدهد. باید به همان راحتی که پارتنرتان افکار، ترسها و امیدهایش را با شما به اشتراک میگذارد، شما هم بتوانید این کار را بکنید.
هر دو نفر باید بتوانند در رابطه حرف بزنند و ارتباط برقرار کنند، اگر هر بار که سعی میکنید درباره خودتان حرف بزنید، به شما بگوید که مشغول یا خستهست، حرفتان را قطع کند و موضوع را به خودش برگرداند، یا با نگاهی بیتفاوت نشان بدهد که گوش نمیدهد، در واقع در حال سوءاستفاده از شماست.
10- حرف، حرف او است یا کارها را به روش شما انجام نمیدهد.
در یک رابطه انگلی، حس میکنید “شما نقش مکمل را در زندگی خودتان بازی میکنید.” انگار که هر چی که بشود، پارتنرتان همیشه چیزی که میخواهد را به دست میآورد. ممکن است تسلیم بشوید چون از دعوا کردن آسانتر است، چون اگر چیزی که میخواهد را به دست نیاورد عصبانی میشود، یا چون خودتان را قانع کردید که او بیشتر نیاز دارد یا بیشتر لیاقتش را دارد. در یک رابطه سالم، پارتنرها باهم کار میکنند تا تصمیمی بگیرند که هر دو را خوشحال کند و میفهمند کی و چطور باید کوتاه بیایند.
تسلیم شدن توی مسائل کوچک مثل انتخاب رستوران یا فیلم برای تماشا مهم نیست. ولی اگر این تبدیل به یک عادت شود، باعث میشود در مسائل بزرگتر مثل تصمیم درباره نقل مکان با هم، راحتتر تسلیم بشوید.
11- مدام نیاز به اطمینان دارد که دوستش دارید.
یک پارتنر انگلی هیچوقت کامل به شما باور ندارد و مدام نیاز به متقاعد شدن درباره وفاداریتان دارد. او کاری میکند که تا جایی که میتوانید تلاش کنید تا نشان بدهید به او اهمیت میدهید، در صورتی که برایتان جبران نمیکند. شما را متهم میکند که به اندازه کافی دوستش ندارید، یا مدام نیاز دارد که به او یادآوری کنید، انگار بیشتر در حال متقاعد کردن شماست، نه خودش.
گفتن “دوستت دارم” نباید حس یک معامله یا عذرخواهی داشته باشد. باید خودتان بخواهید که بگویید، نه چون مجبورید.
12- برای همهچیز احساس گناه به شما میدهد.
گناه دادن ترفندی رایج برای دستکاری روانی شماست که شما را وابسته و تحت کنترل خودش نگه دارد. وقتی به انتظارات او عمل نمیکنید، ناراحت یا ناامید به نظر میرسد. حتی وقتی کارشان را انجام میدهید، جوری رفتار میکند که انگار برایش کافی نبوده. همهچیز همیشه تقصیر شماست، چون به اندازه کافی تلاش نکردید، ولی برعکس آن هیچوقت در مورد پارتنرتان صدق نمیکند.
گناه نباید نیروی محرکه یک رابطه سالم باشد. باید خودتان بخواهید که برای او کاری انجام دهید چون دوستش دارید، نه چون میترسید که اگر نکنید چه واکنشی نشان میدهد.
13- بعد از وقت گذراندن با او به شدت خسته هستید وتمام انرژیتان تحلیل رفته است.
خستگی جسمی یک نشانه رایج از یک پارتنر انگلیست. بودن با یک آدم انگلی از نظر جسمی و ذهنی خستهکنندهست، و بعد آن حس میکنید که دوست دارید از او دوری کنید. دیگر نمیخواهید با او حرف بزنید یا پیام بدهید. بودن با او بیشتر شبیه به کار است تا عشق.
در یک رابطه سالم، پارتنرها به هم انرژی میدهند و باعث میشوند حس کنید هر چیزی ممکن است. ولی در یک رابطه انگلی، یکی انرژی دیگری را کامل تخلیه میکند و باعث میشود حس کند نمیتواند کاری انجام بدهد.
در مورد یک رابطه انگلی چه باید کرد؟
1- از خودتان بپرسید آیا رابطه قابل اصلاح است.
هر رابطه انگلیای محکوم به نابودی نیست. “بعضی وقتها، یک طرف پذیرای تغییر است و میخواهد فرصتی برای رشد، تنظیم و ایجاد تعادل در رابطه داشته باشد تا هردو حس رضایت کنند.” از خودتان بپرسید:
آیا رابطهتان میتواند نجات پیدا کند؟ آیا قبلاً درباره مشکلاتتان حرف زدید؟ اگر قبلاً نگرانیهایتان نادیده گرفته شده، شاید وقت آن رسیده که تمامش کنید. اگر هنوز حرفی نزدید، قطعا ارزشش را دارد که امتحان کنید.
2- نگرانیهایتان را با پارتنرتان در میان بگذارید.
“گفتوگوی معناداری برای ایجاد تغییر مثبت” راه بیاندازیم. وقتی هردوی شما حالتان خوب است و در یک فضای خصوصی هستید، دربارهاش حرف بزنید. بگویید: “یه سری فکر درباره رابطهمون دارم و دوست دارم راجع بهش حرف بزنیم.” صبور و آرام باشید و از جملات “من” استفاده کنید تا تمرکز روی احساسات خودتان باشد، نه سرزنش کردن. یادتان باشد شما دونفر هستید در برابر مشکل، نه در برابر یکدیگر.
اگر از حرف زدن امتناع کرد، ممکن است حس کند ضربه خورده یا قربانی شده، یا کاری کند که برای مطرح کردن موضوع احساس گناه کنید. در این صورت از یک مشاور کمک بگیرید.
3- اگر میخواهید، به او فرصت بدهید که تغییر کند تا وظایفش را انجام دهد.
در یک رابطه انگلی میتوانید به پارتنرتان فرصت بدهید تغییر کند. راههای مشخص و ملموس برای حمایت از او پیشنهاد بدهید و به او وقت بدهید که عمل کند. اگر تلاش کند و پیشرفت کند، ارزشش را دارد که بمانید. اگر تلاشش هیچوقت به نتیجه نرسد، پس جوابتان را گرفتهاید.
4- برای کمک به مشاور مراجعه کنید.
مراجعه به یک درمانگر یا مشاور روابط میتواند به شما کمک کند که هر دو شما همفاز بشوید. یک مشاور به مشکلاتتان از دیدگاهی بیطرف گوش میدهد و کمک میکند حس کنید شنیده شدید. همچنین به شما کمک میکند تا استراتژیها و اهداف مشخصی برای بهبود رابطهتان بسازید. شما در این مسیر تنها نیستید و یک شخص حرفهای میتواند کمک بسیاری به رابطه شما کند.